العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

399

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

و از پنجمى فرار كن . صبح كه بيرون رفت مواجه شد با يك كوه سياه بزرگ . ايستاد و گفت خداوند دستور داده كه او را بخورم ولى با يك حالت حيرتى در خود فرو رفت و به خود گفت كه قطعا خداوند امر نميكند مگر به چيزى كه توانائى داشته باشم و رفت به طرف كوه كه بخورد وقتى كه نزديك شد آن كوه كوچك شد و چون به او رسيد به صورت لقمه كوچكى شد و آن را كه خورد خيلى لذيذ و خوشمزه احساس كرد . و باز رفت كه بيك طشت طلائى بر خورد كرد طبق دستور الهى او را زير خاك كرد و رفت و از آن كه گذشت نگاهى به پشت سر كرد ديد آن طشت بيرون آمده با خود گفت من دستور الهى را انجام دادم . و حركت كرد و رفت سپس با پرنده‌اى برخورد كرد كه باز شكارى او را تعقيب ميكرد آن پرنده گرد آن پيامبر گردش ميكرد . با خود گفت پروردگار امر نموده كه من او را پناه دهم . آستينش باز كرد و آن پرنده داخل در آستين شد . آن باز شكارى گفت من چند روز است دنبال اين شكار هستم اكنون كه نزديك بود او را بدست آورم تو او را از من گرفتى . آن پيامبر با خود گفت پروردگار من دستور داده كه اين باز را مايوس نكنم و لذا از پاى خود مقدارى گوشت بريد و در جلو آن باز انداخت و رفت . سپس در مسير خود گوشت مردار متعفن كرم زده‌اى را ديد . با خود گفت از طرف خدا دستور دارم از اين گوشت بگريزم و از آن گريخت . پس از مراجعت در خواب ديد كه به او گفته شد . تو دستور خدا را انجام دادى آيا فهميدى مطلب چه بود ؟ گفت نه . گفته شد اما قضيه كوه بيان خشم انسان است كه موقع غضب انسان اساسا " خود را نمىبيند و از شدت خشم ارزش خود را از دست ميدهد ولى اگر خود را حفظ نموده و ارزش خود را بداند و خشمش را سبك كند عاقبت آن مانند لقمه لذيذى كه خوردى خواهد بود . و اما طشت آن كار و اعمال نيكى است كه بنده در خفا و پنهان انجام ميدهد و خداوند متعال عنايت فرموده و علاوه بر ثواب اخروى به منظور محبوب نمودن او آن عمل را آشكار مينمايد و اما آن پرنده تمثيل است براى حرفها و مطالب نصيحت‌آميزى كه به تو پيشنهاد مىشود كه او را بايد بپذيرى . و اما آن باز شكارى تمثيل براى كسى است كه به منظور حاجتى نزد تو مىآيد و او را نبايد مايوس كنى . و اما گوشت گنديده ارائه واقعيت غيبت كردن است كه بايد از آن گريزان باشى . 48 - امالى طوسى . مفيد . . . از ثمالى از حضرت باقر از پدرانش عليهم السّلام كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود . روز قيامت منادى با صدائى رسا كه به اول و آخر مردم ميرسد صدا مىزند و ميگويد . اهل فضل و فضيلت كجا هستند ؟ گروهى از مردم كه ملائكه آنها را استقبال مينمايند بلند ميشوند . به آنان ميگويند فضل و برترى شما چه بوده ؟ ميگويند . با ما با جهل و نادانى برخورد ميشد و ما تحمل ميكرديم . بما بدى ميشد و ما گذشت مينموديم . منادى از طرف خدا ميگويد . راست ميگويند راه بدهيد تا بدون حساب داخل بهشت شوند .